X
تبلیغات
رایتل

نــــسیـــــــــــــم بـــهـــــــــار

اینجا زمین است حوا بودن تاوان سنگینی دارد

متنفـــــــــــــــرم از ایینه اتاقـــــــــــم ــ اینکهـــــ فقط من را نشانـــ میدهدــــ


چهــــــــــــ


نقاش ماهریستــ فکروخیال وقتی دانه دانه موهایمــــ را سفید میکندــ


........


با همه کس بوده استـــــــــــــــ


عجب


هرزه ای است ایــــــــــ ـ ــ ـــن


تنهاییـــــــــــــــــــ


..............


وقـت هـایی هست


که جـز بـه بودن یکـــــــــ نفــ ـ ـ ــــر


دلـم رضـایـت نـمی دهــدـــــــ

حـالـا


مـن از کجـا بـیـاورمـت 


...................


صدای پا زیاد می شنوم


اما هیچکدام تو نیستی


”دلم” خوش کرده خودش را به این فکر


که شاید “پابرهنه ” بیایی


نوشته شده در جمعه 28 تیر‌ماه سال 1392ساعت 12:55 ق.ظ توسط نسیــــــــم بهــــار نظرات (0)

میگویـــند پرخاشگــر شده ام !


نه !


فقط هر کــس که لحظه ای یاد تو را از ذهــنم بگیرد


حتــی با یکـــ عطسه ی معمولــی


نمی خواهـــم سر به تنش بــاشد . . !

میگوینــد خوابــــ ندارم !

 

نه !


فقط منتظر توام . . .


میترســم چشم روی هم بگذارم و بیــایی . . .


چیزیــم نیست !


موسیقــی آرام گوش میدهــم !


اصلا اتفــاق عجیبی نیفتــاده . . .


فقط انگــار


دارد بلایی سرم می آیــد !!!


نوشته شده در جمعه 28 تیر‌ماه سال 1392ساعت 12:53 ق.ظ توسط نسیــــــــم بهــــار نظرات (0)

خــدایــا لــج نــکــن ...!

قبــول کــن حــق با شــیــطــان بــود ...!


آدمــیــانــت قــابــل پــرســتــش نیسـتــند ...!


http://boro2b3da.persiangig.com/image/love-gif/KE6%20%284%29.gif

نوشته شده در جمعه 28 تیر‌ماه سال 1392ساعت 12:51 ق.ظ توسط نسیــــــــم بهــــار نظرات (0)



آغوش گرمم باش


بگذارفراموش کنم لحظه هایی راکه


درسرمای بی کسی لرزیدم

نوشته شده در جمعه 28 تیر‌ماه سال 1392ساعت 12:50 ق.ظ توسط نسیــــــــم بهــــار نظرات (0)

رفتم اما دل من مانده برِ دوست هنوز

می برم جسمی و، جان در گرو اوست هنوز


هر چه او خواست، همان خواست دلم بی کم و کاست


گرچه راضی نشد از من دل آن دوست هنوز


نوشته شده در پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392ساعت 02:49 ق.ظ توسط نسیــــــــم بهــــار نظرات (0)

یـک زن نـمی شـکنـد ؛

بـلکـه


هــزار تکـه می شـود وقتـی


در عمـق صبـوری ،


دروغ ِ مَـردی را بـه جـا رختـی تـظاهـر می آویـزد


و آنقـدر اتـو می کِشد ،


تـا شکـل راسـتی شـود ...


امّـا لبـاس بـد قـواره ،


همیـشـه به تـن زار میـزند


و معجـزه ی هیـچ خیـاطی هـم کـافی نیستـــ ... .


http://upload.tehran98.com/img1/g3ot417p618e7hbchn1t.jpg

نوشته شده در پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392ساعت 02:48 ق.ظ توسط نسیــــــــم بهــــار نظرات (0)

روزه آمد٬

اجتناب از نوشیدن و خوردن


سهل است


نازنین!


روزه فکر تو را چه کنم


که با وجودش نمی شود به فکر خدا بود....


نوشته شده در پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392ساعت 02:46 ق.ظ توسط نسیــــــــم بهــــار نظرات (0)

چند روزی ست

شعرهایم دوباره معطر شده اند!


نکند این بادِ خبرچین


باز از میان موهای تو گذر کرده است؟!


نوشته شده در پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392ساعت 02:45 ق.ظ توسط نسیــــــــم بهــــار نظرات (0)


شهر من اینجا نیست !


اینجا ...



آدم که نه ! آدمک هایش



همه ناجور رنگ بی رنگی اند ...



وجالب تر ...



اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی می کند


نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر‌ماه سال 1392ساعت 06:52 ب.ظ توسط نسیــــــــم بهــــار نظرات (0)

انـقـضای خــاص بــودنـت بـه پـایـان رسـیـد...


دیـگـه بـه تــو فکـر نـمـیـکـنـم گـنـاه اســت!!


چـشم داشتـن بـه مال غـریـبـه ها ...


دلـت به ماندن نیست بـرو.....،


عشـق که گـدایی نـدارد.


یادت نیست مگر؟


این نذر مـن بود، که کوه شوم و پای نبودنهایت بمانم...


نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر‌ماه سال 1392ساعت 06:50 ب.ظ توسط نسیــــــــم بهــــار نظرات (0)

  1    2    3    4    5    ...    14  >>

Design By : Pichak